محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
885
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
دو مثقال نبات سفيد سى مثقال كه مجموع شصت مثقال مىشود و به قدر ثلث چوبچينى را در عرض پانزده روز سفوف نمايند و اكر قوّت مزاج و بنيه در مرتبهء كمال مثل او نباشد اكر بسيار ضعيف نيست بلكه در مرتبه اعتدال و حالت وسط است اوايل به قدر خود كه هر روز چهار دانك چوب چينى در آن مقدار از سفوف باشد چون در يك مثقال و دو دانك داخل دارد و مثقال از سفوف را بايد تناول نمايند و بتدريج اضافه نموده از چهار مثقال و چهار مثقال و نيم كه مقدار چوب چينى در وزن اخر يك مثقال و نيم است تجاوز ننمايند و اكر مزاج ضعيف باشد در اوائل به قدر يك مثقال هر روز تناول نمايند و بتدريج هر سه روز نيم مثقال اضافه نمايند كه تا بسه مثقال رسد كه يك مثقال چوب چينى در هر روز از سه روز اخر ميل شود و در هريك ازين مراتب بعد از رسيدن به مقدارى كه تجاوز از آن نبايد نمايند اكر احتياج باقى باشد بدستور قانونى كه اضافه نمودهاند كم نمايند تا به قدر روز اول يا كمتر از آن برسد خلاصه كلام در قدر شربت هر روزهء سفوف آن است كه اكر مزاج قوى باشد در اوائل از سفوف مقدارى تناول نمايند كه يك مثقال چوبچينى داشته باشد و بتدريج به دو مثقال برسانند و اكر مزاج ضعيف باشد در اوائل به قدر دو دانك و نيم مثقال و در اخر به قدر يك مثقال بلكه كمتر از آن چوبچينى داخل سفوف است بايد كه باشد و اكر واسطه در ميان اين دو مزاج باشد در اوائل به قدر چهار دانك و اواخر يك مثقال و نيم مقدار خوردن چوبچينى برسد سفوف ديكر كه در منافع قريب بسفوف اول است و مفيد است از براى مفاصل صنعت آن سورنجان سفيد مصرى پنج مثقال دارچينى رازيانه مصطكى قاقلهء كبار قاقلهء صغار از هريك سه مثقال چوبچينى موصوف نبات سفيد از هريك بيست مثقال بدستور سفوف سازند قدر خوراك در امزجه قويه اوائل سه مثقال است و بتدريج تا پنج و شش مثقال و در امزجه ضعيفه در چند روز اول هر روز يك مثقال است و بتدريج تا بسه مثقال و در امزجه متوسطه در اوائل هر روز دو مثقال است تا به قدر چهار مثقال و پنج مثقال ميتوان رسانيد و درين سفوف نيز چوب چينى ثلث ساير اجزا است سفوف ديكر كه با وجود غلبه رطوبت معده و برودت و لينت طبع و نفخ و قراقر باشد اما پيچش و خون با او نباشد صنعت آن عود قمارى خام قاقلهء كبار قاقله صغار پوست اترج پوست بيرون پسته آمله منقى كل سرخ منزوع الاقماع انيسون بو داده زيره كرمانى بو داده كندر از هريك دو مثقال چوبچينى موصوف بيست مثقال بدستور سفوف سازند و مقدار چوب چينى در اين سفوف در هر يك مثقال نيم مثقالست بقانون مسطور قدر شربت و مدت خوردن هر يك از امزجه قويه و ضعيفه و متوسطه تعيين نموده با عرق بارتنك يا كلاب يا ممزوج نموده تناول نمايند سفوف ديكر كه با وجود غلبه رطوبت بر معده حرارت نيز غالب باشد صنعت آن چوب چينى ده مثقال صندل سفيد طباشير حب الاس آمله منقى كشنيز خشك بو داده از هريك دو مثقال سفوف نموده با عرق بارتنك بدستورى كه تعيين قدر شربت و مدت شده با آن دستور هر روز تناول نمايند و قدر چوب چينى اين سفوف نيز مثل سفوف سابق است كه در هر مثقالى نيم مثقال است و اكر با وجود رطوبت و حرارت بسيار نباشد چوبچينى تنها را سفوف نموده بدستور تناول نمايند اما شرابهاى چوبچينى مسكر و غير مسكر [ شراب چوبچينى مسكر ] شراب چوبچينى مسكر يعنى خمر آن كه در جميع امراض باردهء سوداويهء بلغميه نافع است صنعت آن بكيرند انكور بخس شيرين رسيده و آن را با پوست و استه افشرده در خم كرده در سركين دفن نموده بكذارند تا جوش زده از جوش فرو نشيند پس آن را صافى نموده شش من تبريزى آن را در خمى كه قير زده باشند كرده نيم من چوب چينى بصفات مذكوره رنده نموده در چهار پنج كيسه كتان كرده سر كيسهها را بسته در آن اندازند و بر روى شراب پيه كداخته ريخته تا شش ماه پس به كار دارند موافق قوت و ضعف و توسط و قوت مرض و بالجمله بايد از هفتاد و پنج مثقال زياده خورده نشود و ابتداء از پنج مثقال نمايند هر روز پنج مثقال زياده كنند تا بهفتاد و پنج مثقال برسد زياده از چهل روز اين مقدار خورده نشود و متوسط بيست و يك روز است و اقل يازده روز تا پانزده روز و چون خواهند تركيب كنند باز هر روز پنج مثقال برسد كاهى به سبب حرارت مزاج يا ضعف قلب يا غلبه سودا بكلاب كل سرخ يا كلاب دارچينى با عرق مشك يا عرق كاوزبان يا عرق بيد به قدر حاجت ممزوج نموده بنوشند و ملاحظه بدستورى است كه در چوب چينى بطريق تعريق ذكر شد شراب چوبچينى مسكر ديكر از اقتراح اطباى فرنك نافع از براى جذام و جميع امراض بلغميه صنعت آن بكيرند چوبچينى اعلى شش صد مثقال و نيم كوفته در خم عصير عنب اندازند و سر آن را محكم نموده بعد از شش ماه مروق نموده در شيشه نكاه دارند و بايد در يك شبانهروز زياده بر هفتاد و دو مثقال از آن نوشيده نكردد [ شراب مسكر ديكر ] [ صنعت آن ] نسخه شراب مسكر ديكر بكيرند شش صد مثقال چوبچينى اعلى و ريزه ريزه كرده چون دانها جو و ماش و در قرابه شراب انكورى كه من تبريز شراب داشته باشد اندازند و سر آن را كرفته چهل روز در افتاب بكذارند پس مروق نموده بنوشند و بايد كه زياده بنوشند نيايد در شبانروز بنوشند و اين اقوى از نسخه از نسخه اوّل است [ شراب چوبچينى غير مسكر ] شراب چوبچينى غير مسكر يعنى شربت آن قلمى فرمودهاند كه اين از اقتراح بندهء اثم محمّد هاشم المخاطب سيد علوى خان معتمد الملوك است بنهايت مقوى بدن است و باه را بيفزايد و سودا را رفع كند و امراض سوداوى نافع باشد صنعت آن بكيرند چوبچينى اعلى سى مثقال ريزه ريزه كرده شب در كلاب و عرق بادرنجبويه و عرق بيدمشك و عرق كاوزبان از هريك چهار من تبريز بخيسانند و روز ديكر با نه من تبريز آب در ديك تازه قلعى كرده نموده سر آن را بطبق سفالى پوشانيده درزا بخمير و كل زود محكم نموده مقدار ده من هيمه قلم باريك در زير آن بسوزانند تا باتمام رسد پس فرود آورده صافى نموده مقدار يكصد و بيست مثقال نبات سفيد داخل كرده در قدر مضاعف بقوام اورند و در وقت قوام اوردن صره كتانى كه در آن اين ادويه باشد اندازند و لمحه بلمحه كيسه را بمالند و چون بقوام آيد كيسه را ماليده فشرده دوركننده ادويه است بهمن سرخ بهمن سفيد زرنب شقاقل مصرى خولنجان ابريشم مقرض قاقله كبار هيلبوا زعفران عنبر اشهب مشك خالص از هريك يك درم و چون بقوام آيد سرد كرده در ظرف چينى كرده هر روز ده مثقال آن را با عرق چوب چينى به نسخه ذيل بنوشند شراب چوب چينى غير مسكر با عشبه اقوى از نسخه قبل صنعت آن چوب چينى اعلى ورق كرده يا ريزهريزه كرده شصت درم عشبه مغربى پانزده درم كل كاوزبان بسفايج فستقى بادرنجبويه دارچينى ابريشم